تاریک و روشن

و این گونه بود که...دیواری کوتاهتر از دل نبود

دوستی می گفت:

اگر یه روز فرزندی داشته باشم،بیشتر از هر اسباب‌ بازی دیگه‌ای برایش بادکنک می‌خرم!!!

بازی با بادکنک خیلی چیزا رو بهش یاد میده می‌ده...

بهش یاد می‌ده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره...

بهش یاد می‌ده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری

 از بین بروند، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه...

و مهمتر از همه بهش یاد می‌ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید آنقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار

بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...

این وب جدیده منه(سفیدبرفی××از دختران افسانه ای)وب قبلی همون-نیمکت خالی-بدلیل مشکلاتی حذف

شد...حالا امیدوارم مثل قبل منو یاری کنید هرچند که همیشه هستید

دوستای گل قبلی با این تیتر لینک کنید(در اسرع وقت هم آدرساتون رو دوباره لینک میکنم)

دوستتون دارم

 

۱۳٩۱/۱٢/۱۸ | ٤:۱٤ ‎ب.ظ | سفیدبرفی** | نظرات () |

www . night Skin . ir