/ 8 نظر / 32 بازدید
احمد

اين روزها همه چيزعوض شده است در جايی زندگی می کنيم که: هرزگی ، مد کفر گفتن ، روشنفکری بي آبرويی ، کلاس مستی و دود ، تفريح دزدی و لاشخوری و گرگ بودن ، رمز موفقيت است...

سیروان

سلام سفید برفی . به وبلاگ خودت خوش اومدی . ممنونم بابت کامنت زیبایی که گذاشتی . راستی بگم سلیه قت از انتخاب متن و عکس های وبلاگت خوبه .!

احمد

هر كس به طريقي دل ما ميشكند//بيگانه جدا دوست جدا ميشكند بيگانه اگه ميشكند حرفي نيس//در عجبم دوست چرا ميشكند؟

علی

روزے مـے رسَـב بـے تفـآوتـے هآیَـﭞ رآ بـآ جآےِ פֿـآلـے امـ حِـس ڪُنـے و شآیـد בر בلـﭞ بـآ بُغض بگـویـے 【ڪآش اینجآ بـوב!】 آטּ وَقـﭞ اسـﭞ ڪہ مے فَهمـے چِقـבر زوב בیـر مـے شَوב!!! [گل]

ایوب

رویاهایت را برآورده کند... آنکه آسمانی را می گریاند تا گلی بخندد [گل] سلام من برگشتم و ممنون از حضور سبزت .

احمد

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید : تو به من گفتی : از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب ، آئینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ،‌ که دلت با دگران است! تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن! با تو گفتم :‌ "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پیش تو؟‌ هرگز نتوانم! روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم" باز گفتم که: " تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و

احمد

ادامه شعر تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! اشکی ازشاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت! اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید، یادم آید که از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم! بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

Tak Boy

[گل] سلام دوست خوبم ممنون که به وبم اومدی وبت خیلی قشنگه خوشحال میشم بازم بهم سر بزنی موفق باشی [گل]